العلامة المجلسي
986
حياة القلوب ( فارسي )
گردانيد ؟ حضرت سليمان گفت : نمىدانم . مورچه گفت : از براي آنكه بدانى كه ملك تو بر باد است واعتماد را نمىشايد ، واگر همهء چيزها را خدا در دنيا در فرمان تو كند چنانچه باد را در فرمان تو كرده است هرآينه همه از دست تو بدر خواهد رفت چنانچه باد در دست كسى نمىماند . پس در اين وقت حضرت سليمان عليه السّلام تبسّم فرمود وخنديد از سخنان آن « 1 » . اى عزيز ! لطف واحسان جناب مقدس الهى را نسبت به دوستانش ملاحظه نما كه در چه مرتبه است وايشان را به چه وسيلهها متنبّه ومتذكّر مىگرداند ، ومورچهء ضعيف را واعظ سليمان با آن عظمت شأن مىسازد وتا موران عجب وخودبينى ونخوت رخنه در أساس منيع جلالت ورفعت ايشان نيندازد ودر همهء أحوال نزد خداوند ذو الجلال در مقام تذلل وتضرع وابتهال بوده باشند ، فسبحانه ما أعظم شأنه واجلّ امتنانه . چنانچه به دو سند صحيح ومعتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : روزى حضرت سليمان با جنّيان وآدميان براي طلب باران به صحرا رفت ، پس گذشت به مورچهء لنگى كه بالهاى خود را پهن كرده بود بر زمين ودست بسوى آسمان بلند كرده بود ومىگفت : ما خلقيم از مخلوقات تو ومحتاجيم به روزى تو ، پس ما را مؤاخذه منما وهلاك مكن به گناهان فرزندان آدم وباران از براي ما بفرست . پس حضرت سليمان به أصحاب خود فرمود : برگرديد كه شفاعت ديگرى را در حقّ شما قبول كردند « 2 » ؛ وبه روايت ديگر شما را به بركت ديگرى باران دادند « 3 » . وبه سند معتبر از حضرت امام زين العابدين عليه السّلام منقول است كه : اين كاكلى كه بر سر قبّره يعنى هوجه هست ، از دست ماليدن حضرت سليمان است وسببش آن بود كه : روزى
--> ( 1 ) . علل الشرايع 72 ؛ عيون أخبار الرضا 2 / 78 . ( 2 ) . قصص الأنبياء راوندى 210 ، وروايت در آنجا از امام باقر عليه السّلام نقل شده است . ( 3 ) . خصال 327 ؛ من لا يحضره الفقيه 1 / 524 ؛ واين معنى از طرق عامه نيز آمده است از جمله در قصص الأنبياء ابن كثير 433 وعرائس المجالس 296 .